فارسی | English
خانه |
پايان نامه هاي شهري |
مقالات شهري |
جستجو در مقالات و پايان نامه ها |
مفاهيم |
درباره مدیریت شهری |
قانون |
اخبار |
معرفی کتاب |
نظرات |
خدمات |
ثبت نام |
آرشیو اخبار
آخرین ارسال ها
روان شناسی شهری؛ اهداف و ضرورت ها


12:53 ب.ظ ۱۳۹۳/۳/۱۸
 

انسان از هزاران سال پیش از میلاد مسیح طبیعت را به سوی دنیای مصنوع خود ترک کرد. او از آن زمان شروع به دستکاری فضاهای پیرامونش کرد تا آن را مطابق نیازهای خود در آورد، تا جایی که در عصر معاصر با افزایش جمعیت و توسعه شهرها توام با رشد تکنولوژی های جدید، فضاهای مدرن شهری ایجاد شد و سبک زندگی ساکنانش را به شدت دگرگون کرد. حال پرسش مهم این بود که این تغییر سبک زندگی شهروندان تا کجا متاثر از فضاهای جدید شهری است؟ آیا برج های بلند، متراکم و پرازدحام محیط مناسبی برای معضلات اجتماعی به وجود آورده است؟ آیا می توان با طراحی های متفاوت میزان استرس را در شهروندان کاست و حتی باعث شادی در آنان شد؟ پاسخ به این نوع پرسش ها ضرورت مطالعات روانشناسانه را ایجاب می کند.

اهمیت تئوری های مرتبط با ویژگی های روانشناختی رفتار بشر در این بود که طراحان شهری جدید، می توانستند به بهینه کردن طراحی محیط نزدیک تر شوند، به صورتی که از رفتارها، فعالیت ها، فرهنگ و هنجارهای مردم حمایت شده و مانع از آسیب رسیدن به افراد در محیط های زندگی روزانه خود شود. از همین روی ایجاد رویکرد مشترک بین طراحان و روان شناسان که بتواند همزمان با برآوردن نیازها و ترجیحات بشر، فضایی زیبا و خوشایند خلق نماید، ضروری به نظر می رسید. بنابراین روانشناسان اجتماعي، معماران و طراحان شهری از ابتدای دهه ۶۰ قرن بیستم به مطالعهٔ روابط بين انسان و حريم فيزيکى او پرداختند و"روانشناسی محیط" را پایه نهادند.

اولین کار روان‌شناسی محیط این بود که آثار محیط فیزیکی و اجتماعی بر افراد را بفهمد، از جمله اینکه الگوهای مختلف شهرها چه حسی در مخاطب ایجاد می کند. روان‌شناسان محيطي در پي تبيين اين بودند كه چرا انسان ها در محيط درگير رفتار خاصي مي‌شوند و برای حل مشکلات شهر، به طریقی که از کیفیت زندگی مردم حمایت کرده و آن را افزایش دهد، چگونه می توانند به معماران و طراحان شهری یاری رسانند.
این دیدگاه که با دگرگون ساختن محیط طراحی شده می توان رفتار آدمی را نیز با آن هم ساز نمود ، مورد توجه پیشگامان معماری و طراحی شهری مدرن قرار گرفت. آنها بر این اعتقاد بودند که با ارتقاء کیفیت محیط و یا دگرگون ساختن عناصر طراحی مسکن، معماران می توانند رفتارهای اجتماعی مردم را دگرگون ساخته و حتی از بروز ناملایمات اجتماعی بدین وسیله جلوگیری نمایند. بنابراین آشنایی با اصول و تئوری های بنیادی در روانشناسی شهری مرتبط با زمینه های طراحی - با هدف ایجاد پلی بین تئوری و عمل به نحوی که طراحان هنگام طراحی محیط، برای تحلیل شرایط و گستردن افکارشان، مجهز تر باشند – ضروری است. سلسله یادداشت های روانشناسی شهری کوششی است تا توجه روانشناسان و معماران کشور ما را نیز به این رویکرد جدید در شهرسازی متناسب با زیست بوم و فرهنگ این خاک و آب بیش از پیش جلب و به توسعه شهر انسان محور کمک نماید.
کارشناس ارشد روانشاسی و پژوهشگر حوزه شهری

1807 بازدیدکننده
 
سیستم پیامک رایگان
فراموشی رمز عبور
نام کاربر  
رمز عبور  
پشتيباني
Powered by Saeed Shafia