براي درک و فهم مفهوم مديريت شهري شناسايي بخش هاي اين ترکيب داراي اهميت ويژه اي است . مديريت را فراگرد به کارگيري موثر و کارآمد منابع انساني و مادي بر مبناي يک نظام ارزشي پذيرفته شدن است که از طريق برنامه ريزي , سازمان دهي, بسيج منابع و امکانات , هدايت و کنترل عمليات براي دستيابي به اهداف تعيين شده , صورت مي گيرد.]مباني سازمان و مديريت ,رضائيان,8[
از طرفي عده اي شهر را پيچيده ترين مخلوق حال حاضر بشر مي دانند که درآن انسان ها , ابزارهاي دست ساز بشر , محيط زيست محيطي را ساخته است که ايجاد کننده کنش ها و واکنش هاي متعدد و چند جانبه است . به نحوي که انسان هم از آن اثر گرفته و هم بر آن اثر مي گذارد . مطالعات دقيق تر اين محيط با ديد سيستمي و شناخت آثار کل بر جزء و جزئ بر کل نيز به نحوي ناقص بوده و محيط شهر از قواعد و قوانين غير خطي پي روي مي نمايد.
معيار هاي شناسايي شهر از گونه هاي غير خود به طور معمول , ميزان جمعيت, شغل غالب مردم ساکن , وجود شهرداري و مواردي اينگونه بوده است . امروزه ، شهرها از دو جنبه اهميت يافته اند : يکي بعنوان مرکز تجمع گروه عظيمي از مردم ، ديگري بعنوان عمده ترين بازيگر نقش اقتصادي ، در کل اقتصاد ملي . از اينرو ، بايد به مسائل و مشکلات آنها ، توجه بيشتر و دقيق تر کرد . زيرا ، در حالتي که برنامه ريزي دقيق و درست ، سبب رشد اقتصادي ، تثبيت سياسي و افزايش مشارکت شهروندان درامور شهرها ميگردد ، شکست در حل مشکلات و مسائل شهري ، سبب رکود اقتصادي ، نارضايتي هاي اجتماعي و سياسي ، فقر ، بيکاري و تخريب محيط زيست خواهد شد . ] سعيدنيا ، 1383 ، صص 20 الي 39[
ترکيب مديريت و شهر مفهوم سازماندهي امور مربوط به برنامه ريزي , سازمان دهي, بسيج منابع و امکانات , هدايت و کنترل در محدوده شهر را تداعي مي نمايد . مفهومي که در کشور هاي مختلف به دليل ساختار هاي سياسي و رويکرد هاي اقتصادي , نهاد هاي متفاوتي را با الگو هاي متفاوتي در خود درگير دارد .
استرن (steren) در سال 1993 طي مقاله اي در نشريه شهرها( Cities)بيان مي کند که اصول کلي براي فهم مديريت شهري وجود ندارد و مفهوم اصلي اين واژه بسيار گيج کننده است. مديريت شهري با توجه به سليقه ها، ادارک افراد و همچنين اقتضاي سياسي – اجتماعي زمانهاي مختلف معاني متفاوت داشته است. چنانچه ما در زمان کنوني نيز اين اختلاف معاني ومفهوم را کاملا شاهد هستيم.
از نظر بانک جهاني مديريت شهري يک فعاليت شبه تجاري براي دولت هاست. به عبارت ديگرمديريت شهري يعني اداره امور شهري و کارايي بيشتر براي استفاده از وام هاي بانک جهاني مي باشد. بعضي اوقات مديريت شهري بعنوان ابزاري براي اجراي سياستگذاريهاي شهري در نظر گرفته مي شود که به مفهوم علم اداره جامعه مي باشد.]جلال نعمت اللهي [
با اين حال نقطه شروع مديريت شهري به معناي نوين آن را بايستي در تحولات دهه 80 و 90 ميلادي جست. در اين زمان و پس از دوره رکود نسبي دهه 80 مضامين و مفاهيم جديدي در ارتباط با نقش و وظايف دولتها به وجود آمد و دولت رفاهي که در دهه 70 ناکارآمدي خود را در مواجهه با رخدادهاي جاري در زمينههاي فني و اجتماعي نشان داده بود جاي خود را به دولت حداقلي داد و دولتهاي محلي در پرتو مديريت نوين دولتي به توانمندساز بدل شدند. فرايند تمرکززدايي نيز در تبديل مديريت شهري به يک فعاليت قدرتمند و داراري اختيارات قانوني سرعت بخشيد .